وای از این کلیپس ...

دختره بادوست پسرش باموتورداشتن میرفتن شمال! به هر تونلی که میرسیدن دخترپیاده میشده تاطه تونل سینه خیزمیرفته! جویای علت شدیم دیدیم دختره کلیپس زده بوده به سرش

/ 6 نظر / 9 بازدید
نرجس

√آهای عشق ، من تسلیم تو هستم…/// √آهای عشق ، من هیچ حرفی در برابرت ندارم که به زبان بیاورم…/// تو مرا شکست دادی ای عشق… من تسلیم احساسات آتشین تو میباشم…/// √آهای عشق ، تو مرا خیلی شکنجه دادی ، مرا عذاب دادی ، یک دنیا غم و غصه/// √در وجودم جا دادی ، ولی من باز هم من با این همه عذاب تسلیم تو شدم…/// √ای عشق تو مرا در باتلاق زندگی فرو بردی ، تو مرا در زندان عاشقی اسیر کردی ،/// √تو مرا در سرزمین دروغینت نگه داشتی تا من از تو دور نشوم…///

نرجس

✘دلم میخواست تموم آدمای دنیا دلشون صاف بود و طعم عشق رو حس میکردن ✘طعم درد جدایی رو حس میکردن ✘و میفهمیدن وقتی عاشق از معشوق جدا میشه ✘و معشوق رو با کس دیگه ای میبینه چه حالی میشه ✘خدایا چی کار کنم دردم رو به کی بگم؟ ✘به هر کسی که میگم هنوز دوستش دارم میگه دیوونه ام ✘غم دلم رو به کی بگم؟

Deltang

سلام.من که شما رولینک کردم.

نرجس

بله خوشحال میشم بنده رو لینک کنید شما رو با افتخار لینک می کنم[خجالت] فقط بگم در صورت سر زدن سر میزنم[چشمک][خجالت]

پسرک پاییز

اینکه دلتنگ توام اقرار می‌خواهد مگر؟ اینکه از من دلخوری انکار می‌خواهد مگر؟ وقت دل کندن به فکر باز پیوستن مباش دل بریدن وعده دیدار می‌خواهد مگر؟ عقل اگر غیرت کند یک بار عاشق می‌شوم اشتباه ناگهان تکرار می‌خواهد مگر؟ من چرا رسوا شوم یک شهر مشتاق تو اند. لشکر عشاق پرچم دار می خواهد مگر؟ با زبان بی‌ زبانی بارها گفتی: برو! من که دارم می‌روم! اصرار می‌خواهد مگر؟ روح سرگردان من هر جا بخواهد می‌رود خانه دیوانگان دیوار می‌خواهد مگر؟ " مهدی مظاهری "